آیت الله اخوان

موضوع سخنرانی  : التزام اولیای خدا به شئون و لوازم انسانیت زمینه ساز موفقیت آنان است

هر مخاطبی معنای پرورش و لذت نفس را می فهمد، بنابراین مفهوم مبارزه و قیام علیه نفس و تلاش برای خدا را نیز درک می کند. در واقع هر انسانی معنای قیام لله را با تمام وجودش درک می کند.

تمام اصول، موضوعات و بحث های انقلابی بر اصل “قیام لله” خلاصه می شود زیرا قیام پیشوایان و ربابیون امت برای خدا بود و به فکر خود نبودند.

نماینده امام کاظم (ع) طی نامه ای از حضرت خواستند تا به ایشان اجازه خروج از قم و هجرت به مدینه را بدهند و دلیل اصلی این درخواست را ترویج دروغ در میان مردم قم مطرح کردند. امام موسی بن جعفر (ع) در پاسخ گفت شما در همان شهر بمان که خدا به واسطه شما بلا را از قم دور می کند.

سگی به فاصله اندکی کنار سفره امام حسن (ع) خوابیده بود. حضرت از جای برخواست و غذا را کنار او قرار داد. یاران گفتند آقا! چرا این کار را کردید، او سگ است. حضرت فرمودند من که انسان هستم. معنای سخن امام حسن مجتبی (ع) این است که انسان بودن شئونی دارد بنابراین باید در تمام شرایط و فارغ از مخاطب (انسان یا حیوان و مومن یا کافر) رعایت شود.

تاجری نقل می کرد شبی در بازار سبزی فروشان، فردی را دیدم که برگه های دورریخته کاهو را جمع می کند، او را تعقیب کردم تا آنکه متوجه شدم در حوزه علمیه ای آن سبزی ها را می شوید و استفاده می کند. به او گفتم من متمول هستم بنابراین شما را نزد فلان مغازه دار معرفی می کنم تا هرچه خواستید تهیه فرمایید. چند روز بعد از آن مغازه دار پرسیدم آن فرد چه خریده است تا هزینه آن را بپردازم. مغازه دار پاسخ داد صرفا نصف نانی و نیم سیر پنیری تهیه کرد. نزد آن فرد رفتم تا علت را جویا شوم که پاسخ داد آن خریدها به دلیل حضور مهمان بود وگرنه من با قوت پیشین گذر عمر می کردم. این فرد مرحوم علی بن زین العابدین یزدی حائری صاحب کتاب الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب است که در چنین شرایطی کتابی ارزشمند تالیف کرد.

مرحوم محدث زاده فرزند شیخ عباس قمی،می گوید «پدرم هر روز صبح مرا نزد فردی می فرستاد تا پولی قرض و با آن لوازم و وسایل مورد نیاز منزل را تهیه کنم، من از این وضعیت بسیار رنج می کشیدم. روزی خانمی نزد پدر آمد و گفت «۳۰ هزار روپیه تقدیم کردم آورده ام». پدر فرمودند این پول را نزد سیدابوالحسن اصفهانی ببرید. خانم گفت «نزد ایشان رفته و مالم را پاک کردم، این پول از مال شخصی خودم است. شیخ عباس قمی گفت محلی برای مصرف این اموال ندارم. مرحوم محدث زاده قمی گفت از این سخن پدر بسیار ناراحت شدم که با وجود تنگدستی، آن پول را نمی پذیرفت. اصرار آن خانم و انکار پدرم دقایقی به درازا انجامید تا آنکه آن خانم و شوهرش بی نتیجه منزل را ترک کردند، آنگاه به پدرم گفتم چرا درخواست او را رد کردید؟ پاسخ داد من دلیلی برای دریافت آن پول نداشتم. گفتم من نیز از فردا برای قرض پول و خرید وسایل منزل نمی روم. شیخ عباس پاسخ داد عیبی ندارد خودم می روم. پدرم یک ساعت بعد مرا خواست و گفت این همه علما مانند سیدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیا عراقی و … در عراق هستند اما چرا آن خانم نزد من آمده است! او تنها اسمی از من شنیده است و نزد خود گفته است عالمی با این شهرت این ۳۰ هزار روپیه را برای دین مصرف می کند اما پسرم بدان من پاسخگوی پول اندکی که تو هر روز قرض می کنی، نیستم چه برسد به ۳۰ هزار روپیه».

اولیای الهی و بزرگان به دلیل التزام به احکام شرع و کلام الهی به مقامات عالیه معنوی و روحانی رسیده اند، خاطرنشان کرد: مرحوم سیدعباس کاشانی می گوید زمانی برای چاپ کتاب دعا از مرحوم آقانجفی اجازه خواستم که ایشان فرمودند بنویسید اما با کتاب شیخ عباس قمی در تعارض نباشد زیرا ایشان بسیار مورد احترام اهل بیت (ع) هستند. مرحوم آقا نجفی در ادامه ماجرایی را تعریف کردند که بعدها متوجه شدم مربوط به ایشان است هرچند هنگام نقل نامی از خود نبردند.

با مطالعه روش تبلیعی شیخ مفید روشن می شود که گاهی ایشان با وجود عظمت مقام علمی و اخلاقی برای ۲ یا ۳ نفر سخن می گفتند بنابراین نباید کمبود مخاطب موجب سستی انگیزه مبلغ شود.