حجت الاسلام و المسلمین خداوردیان

علامه طباطبایی عادت داشتد که از درس و یا محفل علمی که داشتد، کمی می نشستند تا اگر آقایان سؤالی داشتند راجع به فلسفه، عرفان، اخلاقیات، سیروسلوک، تفسیر و عقاید سؤال کنند.

و ایشان جواب دهند. بعد به محض اینکه جواب تمام می شد، باز شروع میکردند به ذکر گفتن، و به هیچ وجه صحبت نمی کردند تا مادامی که صحبت دیگر لازم باشد.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

«القَلبُ حرَمُ اللهِ، فَلا تُسکِن حَرَمَ اللهِ غَیرَ اللهِ»

 «دل، حرم خداست، پس در حرم خدا غیر خدا را ساکن مکن.»

پاک کردن دل از غیر خدا نهایت پاکی دل است. جوانی که تمام غرایزش مشتعل و شعله ور است، یک تصمیم قاطع می گیرد که من برخلاف مقررات شرع هیچ عملی انجام نمیدهم.

هرچقدر هم پول  بدهید انجام نمی دهم. خب این قلب منوّر میشود، وآمادگی پیدا میکند برای پذیرش علم یقینی  مرحوم شیخ مرتضی زاهد رضوان الله تعالی علیه فرمودند: «من یک حاجتی داشتم، و یک کاغذ وعریضه ای به محضر امام زمان روحی فداه نوشتم. دیدم وقت ندارم که بروم و نامه  در چاهایی در امامزاده أبوالحسن است بیندازم و یا کسی در دسترسم نبوده است که آن کاغذ را بگیرد، ودر حرم ثامن الحجج علیه السلام بیندازد. یک نهری بود در همین بازار حلبی سازها که دهانه اش هم هنوز باز است، من رفتم، وآنجا عریضه را انداختم، وتمنا کردم که هرچه زودتر از حضرت صاحب الامر روحی فداه  پاسخی برسد. عصر همان روز، جواب نامه آمد، و حاجت برآورده شد».

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید