شرح دعای تحویل سال

یا مقلّب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال

در آغاز بهار هر سال و در اولین روزهای سال جدید، همواره دعای روح‌بخش تحویل سال نو را می‌خوانیم و می‌شنویم و زبان جان را با فرازهای نورانی این دعای شریف مترنم می‌سازیم. خوب است که در معنای این دعای دلنشین بیندیشیم و جان و دل خویش را با حقایق و لطایف آن زینت بخشیم. این دعای کوتاه، سرشار از معارف بلندی است که چونان چشمه زلال بر بستر دل‌های شیفته معنا جاری می‌گردد و جهانی از اسرار را جلوه‌گر می‌سازد.

یا مقلّب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال

در آغاز بهار هر سال و در اولین روزهای سال جدید، همواره دعای روح‌بخش تحویل سال نو را می‌خوانیم و می‌شنویم و زبان جان را با فرازهای نورانی این دعای شریف مترنم می‌سازیم. خوب است که در معنای این دعای دلنشین بیندیشیم و جان و دل خویش را با حقایق و لطایف آن زینت بخشیم. این دعای کوتاه، سرشار از معارف بلندی است که چونان چشمه زلال بر بستر دل‌های شیفته معنا جاری می‌گردد و جهانی از اسرار را جلوه‌گر می‌سازد.

البته عده ای معتقدند دعای امام معصوم نیست اما سیره علمای ما بر این است که سندیت دارد. یکی از چیزهایی که باعث می شود دعا و حدیثی سندیت پیدا کند بحث سیره و رفتار علما و مراجع و هم آنقدر مضمونش بالا است که غیر معصوم این گونه حرف نمی زند ما اعتقاد داریم که دعا دعای بسیار نورانی است. علامه محمد باقر مجلسی در کتاب «زادالمعاد» در خصوص این دعا گزارش می‌کند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیاربخوانید.

خوب است یک تدبری در فرازهای این دعا کنیم تا ببینیم برای سال آینده چه چیزهایی از خداوند تبارک و تعالی می خواهیم.

وقتی فرازهای این دعا را می بینیم متوجه می شویم انسانی که این کار را می کند باید به نقطه توکل برسد، توکل خیلی بالا. برای چی؟ برای اینکه در این دعا کل افعال روی زمین یعنی آنچه که به ما ربط دارد را، به خدا نسبت می دهد. در حقیقت اول توحید افعالی افراد در این دعا باید اثبات شده باشد وگرنه دعا لقلقه ی زبان شده است و تاثیری ندارد

مرحوم حضرت آیت الله بهجت می فرمودند: اشکال بزرگ اجتماعات ما،اشکال بزرگ اخلاق ما،اشکال روابط ودینداری ما به توحید نشناسی ما مربوط می شود. یعنی برخی از مردم دین را از نبوت و امامت و معاد شروع می کنند در حالی که اول توحید است. ایشان فرموده بودند اگر کسی توحیدش تکمیل شود می تواند بر سر این شخص قسم بخوری، توحید افعالی که در این دعا به شدت موج می زند.

مقلب القلوب، مدبر اللیل، محول الحول یعنی سه قسمت اصلی زندگی بشریت؛

۱- قلب.

۲- روز و شب شدن. یعنی کار و مشغلات.

۳- حال.

– قلب یعنی چه؟در قرآن کریم و روایات قلب و بصیرت قلبی، به عنوان یکی از عوامل مهم معنوی در مسیر کمال انسان معرفی شده است . تمام اعضاء و جوارح از قلب فرمان می گیرند و عمل می نمایند . قال الله الحکیم : قل کل یعمل علی شاکلته . قلب سرچشمه تمامی افعال و اعمال انسان است. یعنی یکی از قسمت های مهم زندگی ما که بشریت درصد مهمی از زندگی اش را به قلب به عنوان مرکز تصمیم گیری ها، عواطف، عصبیت ها، آرامش ها و… اختصاص می دهد. قلب یعنی مرکز فرماندهی روح. اگر شما مغز را دو قسمت کنید مغز یک ظاهر دارد که همان سلول های خاکستری و مرکز فرماندهی جسم است و یک قسمت روح مغز است یعنی قوه ی عاقله ای که امام صادق(ع) فرمودند اسم آن را قلب گذاشته ایم. این مرکز فرماندهی روح در واقع باید قدرت اصلی اش را از خداوند بگیرد. یعنی خداوند تبارک و تعالی است که روح ها و جسم ها را میزان می کند. یک قسمت خیلی مهم مقلب القلوب به قسمت ساختمان و ساختار بدنی ما بر می گردد و آن انسان هایی که در بدن خود از نقطه نظر پزشکی دقیق می شوند، می بینند که چقدر هنرمندی در کل خلقت وجود دارد که جزء بحث ما نیست ولی اگر علمای علوم طبیعی از این قسمت هم جلو بروند به توحید افعالی می رسند.

یعنی اگر کسی تخصص پیدا کند نه فقط راجع به خلقت فقط راجع به بدن انسان آن هم اندازه علم امروز نه به اندازه علم هزار سال دیگر که معلوم نیست چقدر پیشرفت کرده باشد، اگر این شخص به این نقطه برسد یقینا به توحید افعالی می رسد. این ملموس است چون تجربی است.

مقلب القلوب اصلی خداوند است. بشریت چقدر تلاش می کند برای آرامش خود از کسی غیر از خدا استعانت بگیرد و چقدر خود را به امکانات مادی و مالی که گمان می کند آرامش در این ها وجود دارد، وابسته می کند.

نکته دیگر اینکه، یک وقتی می گویی تغییرات روحی،که می توانی بگویی یا مغیّرالقلوب.یعنی بنده از روح صفر به روح ده تغییر می کنم.اما وقتی می گویی مقلّب القلوب یعنی از صفر انقلاب رخ می دهد، پشت و رو می شود. از صفر، صد و هشتاد می شوی. دقیقا صد و هشتاد درجه تغییر می کند. قدرت تغییرات صد و هشتاد درجه ای در قلوب و ارواح فقط متعلق به خداوند است و اهل بیت(ع) که بعنوان واسطه شفیع قرار می دهیم.

آمد خدمت آقا امیرالمؤمنین(ع) و گفت: انّی احبّک. من خیلی شما را دوست دارم و پسر من نسبت به شما بسیار بغض دارد یعنی صفر! آقا امیرالمؤمنین(ع) چه کار کردند؟ کلاس عقیدتی گذاشتند؟ دوره مطالعاتی مطرح کردند؟ این جا قدرت خدا می خواهد خود را نشان دهد، این جا ید الله می خواهد خودش را نشان دهد. پسر را نشان دادند و با دست اشاره کردند که بیاید. وقتی آمد با اشک به قدم های آقا امیرالمؤمنین(ع) افتاد و گفت اگر تا امروز کسی را در کره زمین از شما دشمن تر نداشتم، از امروز کسی را از شما محبوب تر ندارم. ما به این مقلّب می گوییم یعنی قدرت انقلاب. این یعنی در توسلات شما اتفاقاتی می افتد که در مطالعات شما نمی افتد. چرا؟ چون مطالعه انسان ها را تغییر می دهد، معرفت بسیار درست اما باید تغییر دهد ولی وقتی توسل یک دله می شود انقلاب ایجاد می گردد. لذا شخص با رتبه صفر به زیارت آقا علی بن موسی الرضا(ع) می رود، در یک شب تبدیل به صد و هشتاد می شود.

خیلی از ما محتاج انقلاب روحی هستیم. در این ایام آخر سال شدت توسل باید آنقدر بالا باشد که از لحظه سال تحویل انقلاب را کاملا احساس کنید.

سئوال: آیا انقلاب روحی نیازمند استحقاق است؟ گفتیم طرف صفر است، استحقاقی لازم نیست اما یک سری استحقاق زاتی لازم است. کما اینکه عده ای اهل بیت(ع) را دیدند ولی منقلب نشدند و حتی برخی مسلمان هم نبودند.

استحقاق زاتی چیست؟

عناد و کینه نداشته باشد. امام صادق(ع) می فرمایند در روز قیامت عده ای از مشرکین و کفار که در جهنم هستند، پیامبر(ص) را تبرکاً از جهنم عبور می دهند تا اهالی جهنم نفسی بکشند، وقتی عظمت و شأن پیامبر(ص) را می بینند داد و فریاد می زنند که ما همان آتش قبل را می پسندیم این را از جلوی چشمان ما دور کنید!! ببینید آتش کینه چه می کند؟ که برخی از علما اعتقاد دارند این آدم حقش خلود در جهنم نیست؟! این شخص حاضر است آتش و عذاب عجیب جهنم را بچشد اما این حسادت و کینه باعث می شود که نتواند پیامبر(ص) تحمل کند. در تاریخ ارتباطی اهل بیت(ع) با مردم انسان هایی را می بینیم که استحقاق زاتی انقلاب را نداشتند لذا برای شما با داشتن استحقاق زاتی در حرم با دیدن یک ضریح انقلاب اتفاق می افتد، آن آدم ده سال با امام رضا(ع) زندگی می کند نه انقلاب اتفاق می افتد و نه تغییر! یعنی این آدم حتی تغییر هم نمی کند. دو کلمه ای که از تاریخ روایی ما از این ها منفور تر نداریم در قرآن آن قسمتی که خداوند ناسزا می گوید؛ “تبت یدا”، جاهایی است که شخص یا عناد یا کینه دارد. لذا ممکن است خیلی امکانات وجود داشته باشد که به نقطه انقلاب برسد ولی نمی رسد.

یا مدبر اللیل و النهار.

لیل و نهار نماد ظلمت و نورند . اگر او شب و روز را تدبیر می کند، ظلمت و نور را هم می آفریند . پس فقط او می تواند چنان تدبیر کند که پرده ظلمت از روی دل کنار رود و نور معرفتش بر آینه قلب بتابد . در آیه دویست و پنجاه و هفتم سوره بقره می فرماید: الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و . . . ؛خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند؛ آن ها را از ظلمت ها به سوی نور بیرون می برد.

در این قسمت از دعا هم به مدبر بودن حق تعالی اشاره شده است و هم به اهمیت روز و شب و هم اینکه باید به گذشت ایام توجه داشته باشیم و ما که به عنوان خلیفه او هستیم همانند او تدبیر روز و شب زندگی خود را داشته باشیم

خدایا ،این جهانی که خلق کردی و وقتی دقت می کنی می بینی هر چیزی در جای خود دقیق دارد می چرخد، اگر یک سر سوزن این نظم در منظومه شمسی بهم بخورد کل منظومه بهم می ریزد و این اتفاق نمی افتد. خداوند تبارک و تعالی لب مرز چیده است، این چیدمان لب مرز برای چیست؟ برای اینکه ما بفهمیم خداوند برای نظمش اصلا اضطراب ندارد. وقتی رانندگی ات خوب نیست فاصله ات با ماشین جلویی بیشتر از فاصله ایمنی است. “مَرَجَ البَحْرین یَلْتَقیان، بَیْنَهُما بَرزَخٌ لا یَبْقیان“. حالا این من کوچک با این مدبّر، اضطراب و نگرانی من برای چیست؟! آیا نگهبان عالم نگهبان معتمدی هست؟ آیا این ساربان می تواند شتر را به مقصد برساند؟ باید اعتقاد کامل داشته باشی. فرزند کوچکی که یقین دارد آغوش پدر و مادرش برایش باز است و یقین دارد که برای خواب و خوارکش فکر کرده اند، هیچ وقت نمی آید سوال کند که ما شب را کجا بخوابیم؟

این که من می گویم خدایا سال جدید چه می شود و می خواهی چه کار کنی؟ این چه گفتن ها نشان دهنده بی اعتمادی است. خدای مدبر یعنی اگر تیغ عالم بجنبد ز جای/ نبرد رگی تا نخواهد خدای…

لذا اولیای خدا هر مشکلی نصیبشان می شد، حتما از خودشان می دانستند. یک مورد فرافکنی نسبت به اینکه این مشکل از خدا و امام رضا(ع) است در رفتار و اقوال اولیای خدا وجود ندارد. اگر مشکلی پیش آمد از من است و اگر پیش نیامد از تدبیر خداست.

پس وقتی می گوییم یا مدبر اللیل و النهار نمی خواهیم بگوییم ای خدایی که منظومه شمسی را آفریدی، روز و شب را در کنار هم قرار دادی، شب و روز با هم قاطی نمی شوند. می خواهیم بگوییم از این تفکر خلقت توکل خود را بازسازی می کنیم. نگرانی نسبت به زندگی فقط از جانب خودم امکان دارد. اگر خودم مشکلی ایجاد نکنم خداوند آنقدر برنامه را ردیف چیده است که من در دنیا و آخرت هیچ مشکلی نداشته باشم. در طول زندگی ما خیلی از اتفاقات در سال های گذشته را باید پس بدهی، این ها محو نمی شود. سیستم خداوند تبارک و تعالی بر مبنای تدبیر است. چرا انقدر برای انسان ها مشکلات و ناراحتی پیش می آید؟ از خودشان است.

فرق یا مقلّب و یا مدبّر:

یا مقلّب، یک دفعه صفر را صد و هشتاد می کند و صد و هشتاد ممکن است صفر بشود. ممکن است با یک ثانیه از مرز شرک و نفاق عبور کنی، از ظلمت به نور بیایی و برعکس.

یا مدبّر، خداوند جهان را بر تدبیری خلق کرده که مدبرانه پیش خواهد رفت. اگر به قول خود این بزرگوار آیت الله مشکینی(ره) باشی و در بیست سی سالگی رعایت خورد و خوراکت را نکرده باشی در شصت سالگی نمی توانی توان جسمی داشته باشی ولو نماز شبت ترک نشود.

تدبیر مربوط به جسم و سیستم دنیاست، اشتباه هایی کردی که قابل انقلاب نیست، قابل تدبیر است. یعنی خداوند می تواند با توسلی که شما داری یک سیستم مدبرانه و زمان دار بچیند برای اینکه شما این اشتباه را جبران کنی. شما دو سال خوب درس نخوانده ای و شش ماه طی یک سیستم مدبرانه به خودت فشار می آوری، سعی می کنی آن دو سال را جبران کنی. اینجا مقلب نیست به روح و قلب بر نمی گردد.

نکته مهم این است که ، تدبیرهایی که ما در ذهن کوچک و ناقصمان داریم، الزاماً درست نیست. خدایا در همان سیستم مقلب القلوب ، به قلب من تدبیرهایی الهام کن که این تدبیرها با تدبیر تو منافات نداشته باشد. برخی از تدبیرها مشخص است که با تدبیر خداوند منافات دارد. چرا؟ چون در این تدبیر دروغ، فریب یا ریا است. منظور تدبیر سالم است.

خدایا از ذهنم گذشته فقرم را با گرفتن ربا برطرف کنم، این تدبیر از ریشه ناسالم است.

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

محول سال و حال خدا است . قرین بودن تحویل سال با تحویل حال نکته ای در خور اهمیت است که نیاز به دقت زیادی دارد .

اما اینکه چرا در این دعای با عظمت، هنگام تحویل سال، تحویل حال به احسن حال در خواست می شود؟

برای تبین این مطلب نیاز است ابتداء احسن الحال را بفهمیم و سپس در راه تحقق آن گام برداریم ؟ تفسیر این احسن الحال را در ادامه همین دعا می توان دریافت کرد ، «اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک » ( خدایا، بدی حال ما را به خوبی حال خود تغییر ده .)

برتری حالی بر حال دیگر درباره ما انسان ها کاملا درست می نماید . کمال ما انسان ها در همین است که سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبدیل کنیم . احسن الحال بودن برای ما یعنی رسیدن به تمام آن کمالاتی که در وجود خدای متعال وجود دراد البته به قدر ظرفیت وجودی مان؛زیرا ما حالی احسن و برتر از آن نداریم . تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال خداوندی است؛ و این تغییر وقتی تحقق می یابد که:

اولا: انجام فرائض واجبات را به عنوان اصلی ترین برنامه سال جدید خود قرار گیرد . و حتی الامکان نسبت به انجام مستحبات کوشا باشیم .

ثانیا: بواسطه توبه از پلیدی گناه رهایی یابیم، چراکه بدترین حال انسان و پست ترین مقام آدم هنگامی است که در باتلاق گناه فرو می رود . زنگار صفات پلید را از آینه دل بزداییم تا سوء حال ما به حسن حال تبدیل شود . از این رو، از اعمال عید نوروز، روزه گرفتن ، صله رحم ، انفاق ، عیادت مریضها ، زیارت اهل قبور و …… است تا انسان خود را در راستای رسیدن به احسن حال، یعنی وصول به حسن حال خداوندی، قرار دهد و به متخلق به اخلاق الهی شود

ثالثا: با توسل و تمسک به ثقلین یعنی قرآن کریم و ائمه اطهار ( علیهم السلام ) در مسیر صراط مستقیم قدم برداریم و از ظلمت و گمراهی رهایی یابیم و خوشبختی و سعادت دو سرا را برای خود تضمین نمائیم.