وقفنامه

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد بی حد و شکر و سپاس فزون از عدد که واقفان مواقف ملاء اعلی از احصاء آن عاجز آیند، وقف و نثار بارگاه حضرت واقف الاسراری است جلت عظمته که حوض خانه قلوب محبان را به میاه معرفت سیراب گردانیده و واقفان محکمات را که متولّی عقد کائناتند از سایر مخلوقات ممتاز و به سرچشمه مراد رسانیده و صلوات بی‎ نهایت و تحیّات زاکیات، وقف روضه منوره جناب مستطاب حضرت ختمی مئاب است، که منظور از آیه شریفه کریمه «ولکن رسول الله و خاتم النّبیّین» و مقصود از رقیمه کریمه مبارکه «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» و مخاطب به خطاب مستطاب «انّک لمن المرسلین ۞ علی صراط مستقیم» و سلام بی آغاز و انجام بر اهل بیت و أحفاد آن بزرگوار که آیه مبارکه «قل لا أسئلکم علیه أجراً إلّا المودّهَ فی القربی» شاهد حال و حدیث شریف نبوی مصطفوی صلّی الله علیه و آله و سلّم «مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکب فیها نجی و من تخلّف عنه غرق» مصداق این مقال است. سیّما علی وصیّه المظهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر قسیم طوبی و سقر، الوارد فی شأنه «علیّ خیر البشر مَن أبی فقد کفر» نفس پیغمبر وصیّ مصطفی ساقی کوثر علی مرتضی علیهم صلوات الله الملک الغفّار عدد قطرات الأمطار و امواج البحار مادام الدفتان زوجاً و المیزان یدوران حضیضاً و اوجاًبعد الحمد و التصلیه بر ضمایرصافیه زاکیه اولی الالباب مخفی و مستور نماناد که هر آفریده را به موجب «کلّ نفسٍ ذائقه الموت» اندیشه بقای جاودانی، محض خیال است و بنی نوع انسان را بمفاد «کلّ شیئٍ هالک إلّا وجهه» در این سرای فانی، ثبات سرمدی، فرض محال و وضیع و شریف، چون پست و بلند موجآب، در جویبار زندگانی از پی هم روان و پیر و جوان مانند شب و روز در دنبال هم به شهرستان عدم دوان، متملکات این عبرت سرای بی اصل تر از موج آب و بی بقاتر از نقش سراب است. مالی که از برای آدمی ابدالاباد باقی و دستگیر ساعت پر وحشت «حتّی إذا بلغت التّراقی» باشد آن است که به موجب «المال و البنون زینه الحیاه الدّنیا و الباقیات الصّالحات خیر عند ربّک ثواباً و خیر أملا» مصروف در وجوه بِرّ و مبذول در مصارف خیر شود تا در «یوم لا ینفع مال و لا بنون» بکار آید.

بناءًا علی هذا توفیق ربّانی و تأیید سبحانی شامل حال و کافل أحوال سعادت مآل سالک مسالک الأخیار و نتیجه سَیّد الأبرار سرکار عظمت مدار مقرب الخاقان آقا میرزا سَیّد کاظم مستوفی دواب خلف مرحمت و غفران پناه جنّت و رضوان در آرامگاه میرزا هدایت الله تفرشی طاب ثراه گردید.

و وقف صحیح و شرعی و حبس مخلّد إسلامی نمودند، قربه إلی الله و طلباً لمرضاته همگی و تمامی یک باب مدرسه جدید البناء را از حجرات بزرگ و کوچک فوقانی و تحتانی و مهتابی و عرصه و اعیان و حیطان و جداران و حوض و آب انبار و متعلّقات شرعیّه و منضمّات عرفیّه آنها از أبواب و أخشاب و أحجار و مجری المیاه و غیر ذلک به هر اسم و رسمی که باشد که واقع است در محلّه چالمیدان من محلّات دارالخلافه طهران حفت بالأمن و الأمان در منتهی إلیه کوچه درداری که در محلّه خود لغایت الإشتهار غیر عن التحدید و التوصیف می‎باشد، بر طلّاب علوم دینیّه که به جهت تحصیل و تدریس و تدرّس و تعلیم و تعلّم ساکن در مدرسه مرقومه گردند.

و کذلک وقف صحیح و شرعی و حبس مخلّد ملّی إسلامی نمودند سرکار واقف معظّم قربه إلی الله و طلباً لمرضاته همگی و تمامی دو دست حیاط واقعه در جنب مدرسه مرقومه و دو باب حمّام و گرمابه متّصل به هم، یکی مردانه و یکی زنانه و بازارچه که مشتمل است بر ده باب دکّان که إن شاءالله تعالی هر قدر منفعت عائد شود بعد از وضع مخارج مصارف اعیان موقوفه از مدرسه و مسجد و غیرهما و اُجرت خادم و آب خریدن و آوردن به طرز متعارف، یک عُشر حقّ متولّی ماعدای واقف است که مادام الحیات واقف آن عُشر هم حقّ طلّاب است و نصف عُشر حقّ امامت مسجدی که در جنب مدرسه مزبوره است از أبنیه‎ی جدید البناء سرکار واقف معظم است و نصف عشر حق مدرس مدرسه مزبور و کذلک سکنای یکباب حیاط مرقومه هم حق مدرس است و در ضمن عقد وقف مسطوره سرکار واقف معظم شرائطی مقرّر فرموده‎اند:

شرط اول آنکه در هریک از حجرات مزبوره زیاده از دو نفر نباشد و کمتر به اختیار متولّی است.

شرط دوّم آنکه در هر حجره باید طلبه زیاده از یک شاگرد نگاه ندارد.

شرط سوّم آنکه در هر حجره زیاده از یک نفر طلبه به رسم عاریت جای ندهند.

شرط چهارم آنکه در هر حجره یک نفر طلبه که صاحب حجره باشد در هر ماهی کمتر از پنج شب بیتوته ننماید.

شرط پنجم آنکه هر گاه یکی از محصّلین صاحب حجره غائب شود اگر قبل از انقضاء پنجاه روز برگشت حق او برقرار و باقی است و إلّا ساقط است.

شرط ششم آنکه هر طلبه که در مدرسه مرقومه ساکن شود أوّلاً قرائت و رساله عملیّه را یاد بگیرد و شروع در تحصیل نماید.

شرط هفتم آنکه تولیت مدرسه مرقومه و باقی أعیان موقوفه مذکوره مادام الحیات به خود عالیجناب واقف معظم حفظه الله است و بعد الحیات با اکبر أولاد جناب واقف است به شرط صلاحیّت و در صورت مشاهده خلاف مقتضای وقف بعد از ثبوت شرعی از اکبر أولاد الاکبر فالاکبر بطناً بعد بطن و نسلاً بعد نسل از أولاد ذکور واقف و هکذا فی جمیع الطبقات و بعد از إنقراض أولاد ذکور العیاذ بالله با مجتهد جامع الشّرائط ساکن دارالخلافه بوده باشد.

شرط هشتم آنکه مدرّس در هر طبقه ناظر در امور متولّی است.

شرط نهم آنکه هرگاه طلّاب ساکن مدرسه مزبوره در خارج مدرسه بنای معلّمی داشته باشند موقوف به اذن و اجازه متولّی است.

و کان ذلک فی یوم الثلثاء من أیّام الاسبوع الثّانی من الشّهر الثّالث فی السّنه الثّامنه مِن الالف الثّانی من الهجره المبارکه النبویه و قد جرت الصیغهالوثیقه کما قرره فی الشّریعه المطهّره للتصحیح الوقف وقفاً تامّاً صحیحاً فی یوم سه شنبه بیست و دوم شهر ربیع الأول سنه ۱۲۹۸٫

مهر کاظم الحسینی

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید